محمود اعتضادی

رایانه - موسیقی - روانشناسی
 
علیزاده در دومین نشست نقد و بررسی آثارش
ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٠ : توسط : محمود اعتضادی جمع

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران، چهاردهمین جلسه نقد و بررسی موسیقی شهر کتاب روز شنبه 21 آبان با بررسی آثار حسین علیزاده برگزار شد.
این نشست که دومین برنامه نقد و بررسی آثار علیزاده محسوب می شد و از ساعت 30/16 با حضور حسین علیزاده، هومان اسعدی(منتقد) و ابولحسن مختاباد(کارشناس مجری برنامه) برگزار شد.
در ابتدای این نشست مختاباد گریزی به مباحث نشست قبلی زد و توضیح داد: در نشست گذشته که به مناسبت شصتمین سالروز تولد حسین علیزاده برگزار شده بود این هنرمند به آنچه یک اثر هنری را به وجود می‌آورد اشاره کرد و توضیح داد که هنر همان چیزی است که هنرمند ناخودآگاه در اطرافش می‌بیند و ذهنیت او را می‌سازد.
مختاباد در ادامه افزود: همچنین این هنرمند در بخش دیگری از سخنانش به هنرمندان و آثار موسیقیایی که در ایران این روزگار تولید می‌کنند، تبریک گفت و ادامه داد تاریخ موسیقی‌ ما شرایط نامساعدی را طی کرده اما با این حال پرچم ایران را در بسیاری از کشورهای دنیا برافراشتیم و هرچه هستیم، خودمانیم.
وی تصریح کرد: علیزاده در نشست گذشته بیا ن کرده بود که برای اثر هنری در ایران هیچ معیاری وجود ندارد، و تصریح کرد در زمینه‌ی موسیقی هیچ برنامه‌ریزی کلانی صورت نگرفته است.
هومان اسعدی که در جلسه‌ گذشته به طور کلی نقد را به 16 دسته تقسیم کرده بود، در نشست روز گذشته سخنان خود را این گونه آغاز کرد: بنده تکنوازی آثار استاد علیزاده را با تاکید بر بداهه نوازی می‌دانم که تکنوازی‌های ایشان را می‌توان به سه دسته‌ی ردیف نوازی، اجرا با الهام از آثار استاد شهنازی و بداهه نوازی الهام گرفته از موسیقی عامیانه تقسیم کرد.
این منتقد ادامه داد: رنگ‌های صدایی جدید در تکنوازی و نوآوری محتوایی در ساختار مدال از ویژگی‌های آثار علیزاده است که ایشان این ویژگی‌ را بسیار مورد توجه قرار دادند. شاید این نتوان این ویژگی را در اثر سایر اساتید موسیقی یافت.
اسعدی ردیف نوازی در دوره حسین علیزاده را دارای جایگاه خاصی دانست و افزود: ردیف میرزا عبدالله را بسیاری از هنرمندان نواختند. اما اگر کمی بیشتر به این آثار دقت کنیم، متوجه می‌شویم، اجرای علیزاده متفاوت از اجرای سایر هنرمندان است. چرا که در آثار علیزاده بیشتر به ارکان موسیقی پرداخته شده است.
سپس هومان اسعدی برای مثال سه نمونه از آثار ردیف نوازی حسین علیزاده و استاد برومند را برای حاضران پخش کرد و در مقایسه آنها گفت: در اجرای علیزاده حس شخصی به چشم می‌خورد. این در حالی است که در بسیاری از آثار موسیقی حس شخصی دیده نمی‌شود.
اسعدی معتقد است: اگر در یک اثر حس شخصی استاد نوازنده وجود نداشته باشد، اثر موسیقایی مصنوعی به گوش می‌رسد. آنها از ردیف یک فلت می‌سازند و در اجرای تخت آن‌ها اثری از شدت و ضرب نیست.
اسعدی درباره استفاده از دینامیک یعنی شدت ضرب در موسیقی نیز سخن گفت و تاکید کرد : اگر این دینامیک در آثار هنرمندان شنیده نشود دیگر روح و طراوتی برای اثر باقی نمی ماند و این ذبرای موسیقی خوب نیست.
این منتقد درباره تسلط موسیقیدان به ردیف‌های موسیقی گفت: ردیف به دو صورت نسل به نسل از موسیقیدانی به موسیقی دان دیگر منتقل منتقل شده است. بعضی تنها کالبد ردیف را یاد گرفتند و بعضی روح ردیف را درک کردند.
او در ادامه سخنانش از آثار شهنازی و استادانی یاد کرد که روح لطیف ردیف را آموخته‌اند، در حالی که اصل اثر همان روح است و باید بگویم این روح و طراوت در آثارحسین علیزاده دیده می‌شود. برای همین است که بیشتر اوقات آثار علیزاده تقلید می‌شوند و هیچ کدام از شاگردانشان نتوانستند این آثار را با امضای خودشان تولید کنند. در زمینه‌ آواز هم همین است. سایه‌ی شجریان آنقدر بزرگ است که همه می‌خواهند از او تقلید کنند.
پس از سخنان هومان اسعدی، حسین علیزاده با پاسخ به سوالی مبنی بر شکستن قواعد ردیف، سخنان خود را آغاز کرد.
او گفت: ردیف، در دانشگاه یکی از واحدهای درسی است و هنرمندان اینجا به دسته تقسیم می‌شوند. دسته اول کسانی هستند که نسبت به شیفتگی خود به موسیقی قدیمی، ‌بدان وفادار می مانند تمام تخصص و عشقشان هم این است که با تاکید به سنت ساز بزنند.
علیزاده خاطر نشان کرد: ردیف‌ها سرمشق‌هایی هستند که شاگرد باید آنها را قبول کند. این که بعضی‌ها به من می‌گویند متر را در ردیف‌ رعایت نکردم باید بگویم نمره‌ من در هنرستان پایین 19 نبود.
او با بیان خاطره‌ای گفت: ما در مقابل همه‌ اساتید بزرگ موسیقی امتحان می‌دادیم. آنجا اصلا ما هنرجویان مطرح نبودیم و باید صرفا آثار استادان مطرح و قدیمی را می‌نواختیم.
این موسیقیدان افزود: تا جایی که بنده یادم می‌آید، یک بار آهنگی ساختم که بسیار مورد توجه استادان قرار گرفت. وقتی از من پرسیدند این قطعه از کیست، جرات نکردم بگویم خودم آن را ساختم،و پاسخ دادم، از یکی از استادان قدیمی است.
علیزاده در همین رابطه یادآور شد: این سختگیری‌ها برای این بود که می‌خواستند، آدم‌هایی را تربیت کنند، به سبک قدیم و البته خیلی هم خوب بود. چرا که عده‌ای خود را با این قوانین تطبیق دادند.
وی در بخش دیگری از سخنانش از محمدرضا لطفی یاد کرد که در همان زمان یکی از آثار کپی شده را به سبکی فاخر نواخت، به گونه‌ای که استاد برومند گفته بود،‌ زین پس باید از لطفی یاد بگیریم. لطفی در آن اثر از شیوه ی قدما استفاده کرده بود اما چون آن را با حس شخصی ترکیب کرده بود، آن را به امضای خودش رسانده بود.
این نوازنده تار و سه تار گفت: ردیف سرمایه یک نوازنده است که اگر به آن مسلط باشد می‌تواند از نظر مادی و معنوی یک عمر تامین باشد و شاگردان زیادی داشته باشد.و بعد معنوی آن در خود موسیقی است.
علیزاده همچنین تاکید کرد:‌ در گذشته هر کدام از استادان موسیقی فکر می‌کردند این سرمایه متعلق به خودشان است و از این راه زندگی می‌کردند. از آن جای که د ر آن زمان کتاب آموزشگاه و ابزار وخدماتی از این دست نبود شاگرد به طور مطلق اسیر استاد می شد. اما متاسفانه در ساز و آواز عده‌ای غم کاذب وجود دارد. در حالی که بعضی‌ها طوری ساز می‌زنند که هنگام نواختنشان احساس زندگی می‌کنید.
این موسقیدان تاکید کرد: بنده هم سلیقه‌ام این گونه بوده که ردیف را این چنین بنوازم و هر انتقادی را هم می‌پذیرم چرا که من از نظر مضمون به ردیف وفادار بودم.
علیزاده در پاسخ به سوال یکی از هنرجویان حاضر در جمع مبنی بر چگونگی یاد گرفتن حس در نواختن گفت: بعضی چیزها همچون حس یاد گرفتن نیست و مسئله‌ خودشناسی در آن مهم است. به هر حال در این زمینه باید با آدم‌های با احساس رفت و آمد کنید طوری که شیفته‌ حس آنها شوید نه اینکه از آنها تقلید کنید.
وی ادامه داد: بعضی وقت‌ها خود شاگرد به استاد حس منتقل می‌کند. این اتفاق در مورد بنده بسیار رخ داده است. بارها شده شاگردانم احساسی زیبا به من منتقل کردند و من آن را در قالب موسیقی می نوازم.
علیزاده در پاسخ به سوال دیگر مبنی بر اینکه چرا باید ردیف را بدانیم پاسخ گفت: اگر آنالیز ردیف را بشناسید،‌ در واقع یک فرهنگ ایرانی را شناخته‌اید. همچنین ردیف تکنیک ساز را بالا می‌برد. دفاع از ردیف برای تعصب نیست، برای شناختن است. همین ردیف‌ ماست که باعث می‌شود کاهی آهنگسازان خارجی از موتیف یک گوشه دستگاهی‌ما یک قطعه طویل بسازند.
او در ادامه سخنانش درباره تکنیک نوازندگی بیان کرد: تکنیک در نوازندگی چیزی است که باید تا سن 20 سالگی آن را به دست آورید.
در ادامه‌ این نشست هومان اسعدی به نقد و بررسی بداهه نوازی حسین علیزاده پرداخت و از وفاداری او به ردیف سخن گفت و افزود: بداهه نوازی علیزاده الهام گرفته از موسیقی عامیانه ماست و بداهه نوازی‌های آزاد ایشان باعث شده‌ اثر از فضای مدال خارج شود و یک حرکت افکتیو داشته باشد.به طور کلی برداشت از موسیقی نواحی و مردمی در آثار علیزاده دیده می‌شود که با برداشتن انتزاعی و افکتیو همراه است، و نه اثری تماتیک.
پس از اینکه یکی از یکی از بداهه نوازی‌های معروف علیزاده برای حاضران پخش شد، این هنرمند بیان کرد: زمانی اثری به وجود می‌آید که دیگر نه تو، همانی، نه دیگر اثر مال توست، خیلی سال پیش وقتی با لطفی به آمریکا رفته بودیم. مردم قطعه من را بیشتر از خودم می‌شناختند و به پوسترها نوشته بودند، سازنده‌ی نینوا، آمد. و هرکس با هر دیدی و رویکردی که داشت آثار مرا تفسیر می‌کرد. می‌خواهم بگویم گاهی اتفاقاتی در ذهن و دست و قلب آدمی می‌افتند که دیگر دست من نیست، گویی مشترک است یعنی قطعه متعلق به همه است هر بار ساز می‌زنم از من می‌خواهند، قطعه‌ی ترکمن را بنوازم.
بخش دیگری از این نشست به بررسی بداهه نوازی آزاد علیزاده در فضای انتزاعی اختصاص داشت و پس از اینکه قطعه‌ی «مبارکباد» برای حاضران پخش شد، علیزاده بیان کرد: گاهی لازم نیست، نقاش تابلو را کامل بکشد. چرا که می‌تواند با دو خط هم مفهومش را برساند و حرفش را بزند. همیشه برایم سخت است که وقتی می‌خواهم به صحنه بروم چیزی را از قبل با خودم قرار گذاشته باشم، دوست دارم خود را رها کنم و خیلی در قید و بند این نیستم که شنونده لذت ببرد یا نبرد. البته بیشتر این تجربه‌ها را در خارج از ایران می‌کنم، چون در ایران تعصب زیاد است.
این آهنگساز افزود: هر مقوله را باید شناخت و زمانی که بشناسی می‌دانی کجا باید از آن استفاده و کجا آن را کنار بگذاری. بنده دیگر در مرحله‌ای نیستم که نگران باشم کارم خوب از آب در می‌آید یا نه. چرا که هنگامی که آدم در دنیایی غرق می‌شود و با حس جلو می‌رود، کم کم همه چیز ناخودآگاه دیکته می‌شود. می‌خواهم با دو زخمه مخاطب را متوجه فضای کارم کنم. آنچه در ذهن می‌بینم انجام می‌دهم و خود را آزاد می‌دانم.
او در ادامه سخنانش درباره نواختن دستگاه‌ها و گوشه‌های ایران با ساز تنبور گفت: تنبور ساز مقدس برای کرمانشاه است و برای بنده هم بسیار قابل احترام است. چرا که عاشق آن منطقه و موسیقی‌اش هستم. برای همین دستگاه‌ها و گوشه‌های ایران را با این ساز نواختم. من به عنوان آهنگساز و نوازنده هیچ آیین نامه‌ای ندارم و باید بگویم هنگامی که یک آهنگساز به کل فرهنگ ایران نگاه کند تا حدی غنی می‌شود که بتواند بهترین آثار را تولید کند.
ابولحسن مختاباد در پایان این نشست عنوان کرد: قصدمان این است که نشست نقد و بررسی آثار حسین علیزاده سه جلسه‌ی دیگر هم ادامه داشته باشد. به گونه‌ای که گروه نوازی، کارهای ارکسترال و مسائل آموزشی ایشان نیز در این نشست‌ها بررسی شود.


 
تحلیل مشاور بر داستان مقصر کیست؟
ساعت ٧:۱٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ آبان ۱۳٩٠ : توسط : محمود اعتضادی جمع

برادر عزیزم عباسعلی اعتضادی در جایگاه مشاور خانواده تحلیلی  بر یک داستان (زندگی شهرام و فریبا) مرقوم فرمودند که خواندنی و پندآموز است:

بسیا ری ازما با ناآگاهی وعدم شناسایی مشکلات وآسیب های تدریجی، وضع موجود را تحمل می کنیم ویک باره از پای درمی آییم، معمولا مشکلات عاطفی ناشی از سیب های زندگی به تدریج شدیدتر وعمیق تر می شوند.

  کاهش بیان احساسات عاطفی که باعث فرو پاشی رابطه می شود ممکن است به دلایل ذیل باشد:فرد ترکیبی ازاحساسات غم، ناکامی، گناه، ناامیدی شاید رخوت و بی حالی دارد که ترکیب آن ها به درمان نیاز دارد ولی چون افراد عادی به این حالات مبتلا نشده اند احتمالا همدردی و مساعدتی که نشان می دهند جدی بودن این حالات را درک نمی کنند و حتی تصور می کنند که تن پرور، خودخواه یا اهل تمارض هستید و شما را نصیحت می کنند:"سعی کن خودت را جمع وجور کنی"، "خودت را از این حالت خارج کن،به آن بدی هم که فکر می کنی نیستی"؛ ولی فردی که به این حالات مبتلا است به خوبی می داند که اطرافیان نمی توانند مشکلش را درک و همدلی کنند و با نگرانی از اینکه دیگران او را فردی متمارض ( تن پرور، خودخواه) می دانند، دو چندان ناراحت می شود.

در مشاوره ها خیلی شنیده ام که: " اگر پایم شکسته بود لااقل مردم می دیدند که مشکل واقعی دارم."

وقتی کسی در زندگی مشترک مشکل یا آسیبی دارد، غمگین می شود و اغلب گریه می کند. احساس گناه، عذابش می دهد و معتقد می شود که درحق دیگران کوتاهی می کند. بیش ازحد معمول، تحریک پذیرمی شود واحساس اضطراب و تنش دارد.

زمانی که ابراز احساسات عاطفی در ارتباطات خانوادگی کاهش یابد، در فرصت مناسبی هم که با جمله ی"تو اصلا به فکر من نیستی " اضطراب و تنش خود راعلنی می کند و فریاد کمک می خواهد، کسی رفتار او را جدی نمی گیرد. چون هیچ کس از افسردگی او اطلاعی ندارد.

این رفتار به شکل های مختلف تکرارمی شود، به طوری که "گاهی خودش را کتک می زند".

زمانی که شرایط شدیدتر شود ممکن است فرد توانایی واکنش هیجانی را از دست بدهد و به جایی برسد که احساس خوب و بد چندان تفاوتی برایش نمی کند.

کم کم لذت بردن اززندگی وعلاقه مندشدن به انجام کارهای روزمره، دشوار و انرژی کم می شود وانجام هر کاری به نظر سخت می رسد؛ بنا براین سعی می کند خود را از چیزهایی که معمولا انجام می داده دور نگه دارد وممکن است ساعت ها قوز کرده روی صندلی بنشیند یا در رختخواب بماند.

کارهای لذت بخش معمولی دشوار وتحمل ناپذیر شود، تمرکز بر آنچه خوانده ویا گفته می شود ونیز یادآوری آن ها دشوارشود.

اشتغال ذهنی اش این است که حالش چقدر بد است و با چه مشکلات به ظاهر غیر قابل حلی، رو به رو است. خوابش مختل و اشتهایش کم شده و خطرناک تر این که به نظر می رسد این حالت پایان ندارد و نمی توان برای تغییر وضع،کاری کرد. با افزایش ناامیدی ممکن است به آرزوی مرگ وافکار خود کشی بیندیشد.

تمایل به خودکشی با چنین افکاری همراه است:

" من مایه آزار خانواده هستم، اگر بمیرم، آن ها آسوده خواهند شد."

"مرگ، تنها راه خاتمه بخشیدن به بدبختی ام است."

فقدان ارتباطی نزدیک و اطمینان بخش، ازدست دادن حمایت و مشکلات جدی با همسر بیان احساسات عاطفی را کاهش می دهد و این مشکلات در شیوه نگرش ما نسبت به دنیای اطراف و تعبیر و تفسیری که می کنیم، مؤثر است ناشی از این اصل بنیادی که " رفتار شما انعکاسی از شیوه تفکر شماست."

بعضی افراد با موقعیت اجتماعی و میزان هوش وآگاهی هنگامی که درباره خویشتن و شرایط خود و آینده شان می اندیشند به خطاهایی دچار می شوند؛ برای مثال : زمانی که شواهد برای نتیجه گیری ناکافی است باعجله نتیجه گیری می کنیدیا خود را سیاه و دیگران را سفید می بینید دیگران را خوشبخت و خوشحال و خود را بدبخت وحد وسطی وجود ندارد یا جنبه های مثبت یک پدیده را به خاطر یک نکته ریز منفی در آن نمی بینید.

 با این تفکر وخطاهای شناختی مشاجرات خانوادگی و فاصله ها بیشتر خواهد شد.

اصل نیاز به توجه متقابل یکی ازنیازهای تضمین کننده سلامت روان است و همه ما به ارتباط مستمر با یکدیگر نیازداریم و بدون آن کارکرد ذهنی، هیجانی و رفتاری مختل می شود.

نیاز به برقراری ارتباط وکسب مهارت های ارتباطی یکی از اصلی ترین عوامل موفقیت درزندگی است. مهارت‌های ارتباطی برای حفظ روابط و تعامل مثبت با افراد دیگر به ویژه اعضای خانواده مؤثر است.

 اگر زن ومرد مهارت های ارتباطی لازم برای حل وفصل اختلافات شان نداشته باشند حتی کوچک ترین مشکلشان حل نخواهد شد.

مهارت گفت‌وگو و تحمل صحبت‌های یکدیگر از عواملی است که افراد را برای حل مشکلات یاری می کند.

 عباس علی اعتضادی . مشاور خانواده

 منبع:  روزنامه خراسان

 


 
فیلتر قلمی آب آشامیدنی با اشعه UV
ساعت ٥:٢٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ آبان ۱۳٩٠ : توسط : محمود اعتضادی جمع

فیلتر قلمی آب آشامیدنی با اشعه UV

ممکن است برای شما هم پیش آمده باشد به جایی سفر کنید که در مورد سالم بودن آب آشامیدنی آن منطقه شک داشته باشید. در چنین حالتی چه می کنید؟ همه جا که آب معدنی یا بهداشتی که در دسترس نیست. در این مواقع به همراه داشتن یک گجت که بتواند آب در دسترس آن منطقه را بهداشتی کند یک نعمت است.

آنچه که در تصویر مشاهده می کنید یک گجت برای بهداشتی کردن آب آشامیدنی مشکوک است. این محصول streriPEN نام دارد. بسیار سبک است و به راحتی همانند یک قلم در جیب جای می گیرد. این قلم دارای یک باتری قابل شارژ است که به پورت USB هم وصل می شود.

تنها کافی است که آن را شارژ کرده و در یک لیوان آب آشامیدنی مشکوک فرو کنید. این وسیله می تواند در مدت زمان یک دقیقه با کمک این اشعه 99% از باکتری های احتمالی موجود در آن لیوان را از بین ببرد و با خیال راحت آن را بنوشید.

قیمت آن 120$ است. با وجود آنکه کمی گران به نظر می رسد اما داشتن آن برای کسانی که زیاد سفر می کنند و معمولا با پیدا کردن آب آشامیدنی سالم در مناطق مختلف مشکل دارند، می تواند ضروری باشد.