محمود اعتضادی

رایانه - موسیقی - روانشناسی
 
 
ساعت ٧:۳٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩۱ : توسط : محمود اعتضادی جمع

راجع به هوش در دو نوبت:

مطالبی نقل قول کردم، این بار درباره هوش معنوی بخوانید.

 هوش معنوی (SQ) چیست؟

این هوش برخلاف هوش عقلانی که کامپیوترها هم از آن بهره مندند و نیز هوش عاطفی که در برخی از پستانداران رده بالا دیده می شود، خاص انسان است.

هوش به عنوان یک توانایی شناختی در سال 1905 میلادی توسط آلفرد بینه و تئودور سیمون مطرح شد. با وجودی که درخصوص این پدیده بررسی های متعددی انجام گرفته و نظریه های متفاوتی ارایه شده اما هنوز صاحبنظران به همسویی کلی در مورد ابعاد گوناگون هوش دست نیافته اند. در بین نظریات مطرح شده دو نظریه از مقبولیت بیشتری برخوردار هستند.

نظریه هوش چندگانه هوارد گاردنر شامل:
هوش کلامی: توانایی تفکر کلامی و استفاده از زبان برای بیان منظورها
هوش منطقی – ریاضی: توانایی انجام عملیات ریاضی
هوش فضایی: توانایی تفکر سه بعدی
هوش بدنی – جنبشی: توانایی دستکاری اشیا و تبحر جسمی
هوش موسیقیایی: حساس بودن نسبت به زیر و بم آهنگ، ریتم و تن صدا
هوش بین فردی: توانایی درک دیگران و تعامل موثر با آنها
هوش درون فردی: توانایی فهم خود
هوش طبیعی: مشاهده الگوهای طبیعت و فهم نظام های طبیعی و مصنوعی ساخت انسان
هوش وجودی: ظرفیت مطرح کردن سوالات وجودی

نظریه هوش سه گانه دانا زوهار و یان مارشال
این هوش ها با هوش جسمانی (PQ) یعنی توانایی کنترل ماهرانه بدن و استفاده از اشیا آغاز می شوند و بر اساس سیستم های عصبی مغز مشخص می گردند. زوهار و مارشال معتقدند هوش های دیگر زیرمجموعه های این سه هوش هستند.
هوش عقلانی (IQ): این هوش مربوط به مهارت های منطقی و زبانشناسی ماست که در حال حاضر بیش از سایر هوش ها به عنوان ملاک موفقیت آموزشی محسوب می شود و مناسب حل مساله ریاضی و منطقی است.
هوش عاطفی یا هیجانی (EQ): به افراد کمک می کند عواطف خود و دیگران را مدیریت کنند. این هوش در موفقیت حرفه ای و شخصی فرد بسیار موثر است و آنها را در برقراری ارتباط یاری می دهد و تا حدی از قابلیت پیشگویی نیز برخوردار است.
هوش معنوی (SQ): این هوش برخلاف هوش عقلانی که کامپیوترها هم از آن بهره مندند و نیز هوش عاطفی که در برخی از پستانداران رده بالا دیده می شود، خاص انسان است. زوهار و مارشال هوش معنوی را یک بعد جدید از هوش انسانی معرفی کردند و به نظر آنها هوشنهایی است و برای حل مسائل مفهومی و ارزشی استفاده می شود. هوش معنوی زمینه تمام آن چیزهایی است که ما به آنها اعتقاد و باور داریم.  سوال های جدی در مورد اینکه از کجا آمده ایم، به کجا می رویم و هدف اصلی زندگی چیست، از نمودهای هوش معنوی است.
این هوش برای کارکرد اثربخش هوش عقلانی و هوش عاطفی ضرورت دارد. در واقع هوش عقلانی دروازه ورود فرد برای کسب موفقیت در رشته تحصیلی مورد علاقه اش است، اما آنچه او را در زمره بهترین ها در شغل و حرفه او قرار می دهد، هوش عاطفی است.
بهره مندی از حداقل هوش عاطفی آغاز راه سفر به سوی معنویت، خودآگاهی و هوش معنوی است که خود موجب تقویت هوش عاطفی می شود. از طرف دیگر هوش عاطفی نیز می تواند در رشد و ارتقای هوش معنوی موثر باشد. دو هوش عاطفی و هوش معنوی تاثیری مستقیم و مثبت بر یکدیگر دارند. رشد و توسعه هر یک باعث پرورش و توسعه دیگری می شود.

رابطه هوش ها (سیندی ویگلورث)
هوش معنوی جنبه های مختلفی از آگاهی و زندگی ذهنی و روحی درونی فرد را با زندگی و کار بیرونی متصل و یکپارچه می کند و نوعی آگاهی درباره تمامیت جهان به شکلی کلی به فرد می دهد.
سیندی ویگلورث معتقد است که هوش معنوی توانایی رفتار کردن با دلسوزی و دانایی در حین آرامش درونی و بیرونی، صرفنظر از پیشامدها و رویدادهاست. افراد با هوش معنوی در حین قضاوت، توانایی منصفانه و دلسوزانه رفتار کردن را دارند.
هوش معنوی ما را قادر می سازد همه چیز را آنطور که هستند ببینیم. این هوش همان هوشی است که رهبران مشهور و محبوب جهان را هدایت کرده است. رهبران معنوی با داشتن این هوش می توانند بزرگترین فشارها را تحمل کنند.
رابرت ایمونز تلاش کرد معنویت را بر اساس تعریف گاردنر از هوش، در چارچوب هوش معنوی مطرح کند. وی معتقد است که هوش معنوی مجموعه ای از توانایی ها برای بهره گیری از منابع دینی و معنوی است. به نظر ایمونز پنج توانایی معرف این هوش است:
قابلیت تعالی فیزیکی و مادی: افراد با هوش معنوی، ظرفیت تعالی داشته و تمایل بالایی نسبت به هشیاری دارند.

توانایی ورود به سطح معنوی بالاتر: از یک حقیقت غایی که ایجاد احساس یگانگی و وحدت می کند، آگاهی دارند.

توانایی یافتن تقدس در فعالیت ها، رویدادها و روابط روزمره: حضور الهی را در فعالیت های عادی تشخیص می دهند.
توانایی به کارگیری منابع معنوی برای حل مسائل زندگی: افرادی که ذاتا مذهبی هستند راحت تر می توانند با استرس ها برخورد کنند و بیش از سایرین بر بحران های روحی و مشکلات غلبه کنند.
توانایی انجام رفتار فاضلانه و ظرفیت پرهیزگاری بالا.
مولفه های متعدد دیگری نیز برای هوش معنوی ذکر می شود، نظیر: عقل شهودی؛ ادراک مستدل؛ آگاهی بر خواست و نیت؛ قدرت و عدالت متمرکز؛ عملکرد همراه با بصیرت؛ آگاهی و توان دوراندیشی؛ حس ماوراء الطبیعه و تقدس؛ آرامش درونی و بیرونی؛ دیدن وحدت در کثرت؛ پیوند و خدمت خلاق؛ خیرخواهی عملی و معنوی؛ خردمندی؛ فضیلت و انسانیت؛ دلسوزی، شفا و بخشش؛ وقار و تعهد؛ زندگی با شوق؛ عشق، فداکاری و شفقت؛ ایمان و ایثار؛ و راحت بودن در تنهایی بدون احساس تنهایی.

روانشناسان همچنین صفات زیر را برای افرادی که از این هوش برخوردارند نام می برند:
* خودآگاهی
* کل نگر بودن
* مستقل بودن (شهامت)
* استقلال از محیط: شجاعت کلی برای انجام عمل برخلاف عرف رایج
* گفتن «چرا؟»
* قابلیت مواجهه با مشکلات و ناملایمات و حتی به فرصت تبدیل کردن آنها
* خودکنترلی: توانمند بودن در خودداری و کنترل خویش
* انعطاف پذیری
* پرداختن به سجایای اخلاقی و اهمیت دادن به آنها
* درس گرفتن از تجربیات و شکست ها
* خودجوش بودن
* درست اندیشیدن
* عدم فرار از میدان حوادث
* رهایی از لغزش ها و دام های شیطانی
* حسی که افراد را هدایت درونی می کند
* برونز کامل عشق در شخصیت فرد، توانایی برای شاد زیستن

افراد با هوش معنوی کسانی هستند که می دانند «چرا» انجام می دهند و «چه چیزی» را انجام می دهند. همیشه بر اساس یک رسالت مشابه عمل می کنند. آنها بر اساس خدمت رسانی به دیگران زندگی می کنند. آنها دیگران را به خاطر چیزی سرزنش نمی کنند و همواره مسوولیت بخشش خود و عملکردهایشان را می پذیرند.
برای رضایت داشتن از خودشان نیازی به تصدیق دیگران ندارند. از وابستگی به دیگران برای کسب ایمنی رها هستند، چون اعتقاد دارند ایمنی از خودشان است نه از بیرون. آنها کار را مکانی برای خلاقیت، اعتماد به نفس و یادگیری، جایی که پول و پاداش، ثانویه است، می دانند. آنها افراد محیط کار را به عنوان انسان هایی با قوت، ضعف، نگرانی، نیازها و خواسته های خودشان در نظر می گیرند، برای آنها روابط، همواره قبل از کار است.
آنها از زندگی مادی دست نمی کشند بلکه خواهان ایجاد تعادلی در زندگی مادی همسو با اهداف متعالی و معنوی خود هستند.
مدیر معنوی در برخورد با موقعیت ها به جای مداخله در امور، به ایجاد بصیرت می پردازد؛ به جای کنترل، اعتماد می کند و به جای مطرح کردن خود، فروتنی نشان می دهد.

هوش معنوی و مدیریت
تاثیر فوق العاده هوش معنوی بر متغیرهای مهم مدیریت همچون رهبری، انگیزش، خودکنترلی، قابلیت تغییر، ارتباطات، عملکرد و ... و نیز ارتباطش با دیگر انواع هوش سبب می شود معنویت و هوش معنوی به یک موضوع مهم در حوزه مدیریت و سازمان تبدیل شود.

مدیرانی که دیدگاه معنوی دارند، نسبت به تغییر، پذیراتر و به دنبال هدف و معنا برای سازمان خود هستند. اهمیت اتصال به یک کل بزرگتر را می فهمند، ادراک و بیانی فردی از معنویت خود دارند. این افراد از ذهنیت وفور برخوردارند یعنی باور دارند که منابع کافی برای همه وجود دارد و نیاز به رقابت نیست.

در نتیجه افراد راحت تر به یکدیگر اعتماد می کنند، اطلاعات و کارشان را به مشارکت می گذارند و با همکاران و اعضای گروهشان هماهنگ می شوند تا به اهداف نهایی خود برسند. افراد در سلسله مراتب سازمان هایی که گرایش معنوی دارند، برای توانمندسازی یکدیگر تلاش می کنند. در موقعیت های تعارض از راهبردهای همکاری برد – برد استفاده می کنند.


مدیر معنوی در برخورد با موقعیت ها به جای مداخله در امور، به ایجاد بصیرت می پردازد؛ به جای کنترل، اعتماد می کند و به جای مطرح کردن خود، فروتنی نشان می دهد. مدیر معنوی بر ارزش های اخلاقی مثل صداقت، درستی، آزادی و عدالت تاکید دارد.  او هویت اخلاقی کارکنان خود را بهبود داده و تعهد عمیقی در آنان ایجاد می کند و بین آنها روابط سازنده را حاکم می سازد.

مدیر معنوی بر توسعه فردی، تصمیم گیری مشترک، و کمک به خودشکوفایی تاکید دارد. اگر ارزش های اصلی اش مورد تهدید قرار گیرد، به جای تطبیق با عقاید و افکار دیگران، آنها را به چالش می کشد تا به نتیجه والا برسد. مدیر معنوی اجازه نمی دهد مقام و موقعیت ذهن او را درگیر سازد، زیرا ذهن همواره با این تهدید روبرو است که توسط موقعیت ها و حاشیه های به ظاهر مهم به گروگان گرفته شود.مدیر معنوی به جای هدایت شدن توسط موقعیت، خودش موقعیت را خلق و هدایت می کند.

امروزه روانشناسان بر این باورند که موفقیت نهایی یک سازمان بزرگ به هوش معنوی مدیران و کارکنان آن بستگی دارد هر چند که هوش عقلانی و هوش عاطفی نیز تا حدی این موفقیت را تضمین می کند. آنها معتقدند تشویق معنویت در محیط کار می تواند منجر به افزایش خلاقیت، صداقت و اعتماد، حس تکامل شخصی، تعهد سازمانی، رضایت شغلی، مشارکت شغلی، اخلاق و وجدان کاری، انگیزش، عملکرد و بهره وری بالا شود. یک مدیر معنوی قادر می شود طوری سازمان خود را به موفقیت برساند که همه مشتریان، کارکنان و افراد جامعه از آن منتفع شوند.

منبع: میگنا


 
درباره هوش عاطفی
ساعت ٧:۱٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩۱ : توسط : محمود اعتضادی جمع

هوش عاطفی

مقدمه

امروزه روانشناسان علاوه بر توجهی که به تفاوت افراد از لحاظ هوش علمی دارند، هوش عاطفی را نیز به عنوان یک تفاوت عمده بین شخصیت‌های مختلف قلمداد می‌کنند. بطوری که افراد مختلف ممکن است از لحاظ میزان بهره هوشی عاطفی متفاوت از یکدیگر باشند و این تفاوت به شیوه‌های گوناگون در زندگی آنها نمود پیدا کند. کارکردها و عملکردهای افراد به دلیل داشتن درجه هوش عاطفی متفاوت بوده و کل زندگی آنها را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد.

هوش عاطفی چیست؟

هوش عاطفی ، شیوه برخورد فرد با مسائل و فراز نشیب‌های زندگی را نشان می‌دهد. به عبارتی هوش عاطفی مجموعه‌ای ازخصوصیات شخصیتی است که در سرنوشت و سبک زندگی فرد موثر است. این خصوصیات شخصیتی موجب می‌شود که فرد از شیوه‌های مناسب برای گذران زندگی و مراحل آن استفاده می‌کند. این افراد رضایت از زندگی بیشتری دارند، شاداب‌تر هستند.

ارتباط بهتری با اطرافیان برقرار می‌کنند و قدرت سازش بیشتری با مشکلات عاطفی و هیجانی دارند. از زندگی عاطفی غنی و سرشاری برخوردار هستند. دلسوز و پرملاحظه هستند. مسئولیت پذیری بیشتری دارند. در مورد خود برداشت و نگرش مثبتی دارند. با خود راحت هستند و بیشتر از افراد دیگر پذیرای تجارب احساسی و هیجانی هستند.

هوش عاطفی و هوش علمی یا (IR)

میزان بهره هوشی افراد نمی‌تواند نشانگر زندگی آنها و میزان رضایت آنها از زندگی باشد. بطوری که نمی‌توان گفت افرادی که از IR بالاتری بهره‌مند هستند حتی در زمینه روابط اجتماعی ، زندگی عاطفی و... نیز عملکرد بهتری دارند. بنابراین IR بالا و به تبع آن تحصیلات بالا و موقعیت شغلی خوب نمی‌تواند موفقیت فرد را در زندگی تضمین کند، مگر اینکه فرد از لحاظ هوش عاطفی نیز نمره بالاتری کسب کند.

بهره هوشی یا IR افراد هیچگونه اطلاعی در این باره نمی‌دهد که افراد در فراز و نشیب زندگی چگونه عمل خواهند کرد و مساله همین جاست. هوش و استعداد تحصیلی هیچگونه آمادگی و مهارتی برای جدال با ناملایمات زندگی یا استفاده از فرصت‌های مطلوب به دست نمی‌دهد. با این حال در مدارس و دوره های آموزشی با اینکه هدف فراهم ساختن آمادگی فردبرای ورود به زندگی موفق و رضایت بخش است تاکید علاوه هوشی علمی است تا هوش عاطفی.

احساسات و عواطف انسان نیز همچون عملکرد منطقی فرد در مسائل هوشی دارای اصول و فنونی است که افراد مختلف از این لحاظ با یکدیگر تفاوت دارند. همانگونه که دو فرد ممکن است در یک مساله هوشی عملکردهای متفاوت داشته باشند، از لحاظ هوش عاطفی نیز با یکدیگر تفاوت دارند. تفاوت آنها در هوش عاطفی مواجه با مسائل زندگی عملکردهای متفاوتی را در آنها موجب خواهد شد.

هوش عاطفی و شناخت احساسات خود

خودآگاهی و شناسائی نوع و شدت احساسات خود بخش مهمی از هوش عاطفی است. فردی که احساسات خود را به راحتی شناسایی می‌کند، واکنش سریع‌تری در برخورد با مسائل دارد. به عبارتی قدم اول در ارائه و استفاده از راهکارها برای مسائل زندگی شناسایی احساسات است. در اغلب مسائل زندگی احساسات و عواطف ما دخیل هستند. بنابراین هوش عاطفی عمدتا با این مسائل درگیر است. و بخشی از آن که شناسایی نوع و شدت احساسات را بر عهده دارد، اولین مراحل را برای آماده شدن فرد برای اجرای مراحل بعدی طی می‌کند. تا زمانیکه فرد با تاخیر و با مشکل از احساسات خود سر در می‌آورد، امکان اداره و کنترل این احساسات نیز در او با تاخیر همراه خواهد بود. سرعت عمل در اجرای این مراحل بالا بودن هوش عاطفی فرد را نشان می‌دهد.

هوش عاطفی و کنترل احساسات

افرادی که هوش عاطفی بالاتری دارند، راحت‌تر از دیگر افراد احساسات خود را کنترل می‌کنند. قدرت بیشتری برای تحت اختیار درآوردن عواطف خود دارند و اجازه نمی‌دهند عواطف آنها بیش از حد لازم و در سطح افراطی عمل کند یا پسروی عاطفی داشته باشند. آنها برای کنترل احساسات خود شگردها و مهارت‌های زیادی را می‌دانند و در اکثر موارد با سرعت عمل از این مهارت‌ها و شگردها استفاده می‌کنند. آنها را به راحتی خشم خود را کنترل کرده و آنرا در مسیر درست برای تخلیه و رسیدن به نتیجه مناسب هدایت می‌کند. زود و نابهنگام مضطرب نمی‌شوند و در این موارد می‌دانند که چگونه باید آرامش خود را حفظ کنند.

هوش عاطفی و شناخت احساس دیگران

افرادی که از هوش عاطفی بالایی برخوردارند، علاوه بر اینکه احساسات خود را به خوبی می‌شناسند در شناخت احساسات دیگران نیز عملکرد خوبی دارند. این مهارت موجب می‌شود که فرد بتواند دیدگاه و نظر افراد دیگر را از لحاظ احساسی درک کند و به عبارتی بتواند خود را به جای او بگذارد. داشتن چنین مهارتی موجب می‌شود که فرد بتواند روابط خود را به بهترین وجهی اداره کرده و سازمان دهد.

هوش عاطفی و روابط اجتماعی

افرادی که از هوش عاطفی بالاتری برخوردارند، از لحاظ روابط اجتماعی بسیار موفق هستند. آنها به راحتی روابط خود را برقرار می کنند، می‌توانند با مهارت‌هایی که دارند، این روابط را حفظ کرده و تحکیم بخشند. آنها در روابط خود راحت، فاقد اضطراب و خونگرم عمل می‌کنند و دیگران را نیز به راحتی می‌پذیرند. افراد دیگر در ارتباط با این افراد احساس راحتی و آرامش می‌کنند و معمولا تمایل بیشتری برای ادامه ارتباط با این افراد دارند. در حالی که افرادی ‌که دارای هوش عاطفی پائین‌تری هستند، در روابط ، سرد و خشک ارزیابی می‌شوند و اغلب روابط آنها در همان مراحل اولیه با شکست مواجه می‌شود.

سخن آخر

هوش عاطفی کاربردهای زیادی برای رضایت بخش‌تر کردن زندگی افراد دارد. بطوری که تحقیقات نشان می‌دهد رضایت از زندگی در افراد با هوش عاطفی بالا بیشتر است. هوش عاطفی پائین در اغلب موارد ریشه اصلی مشکلاتی است که برای فرد پیش می‌آید. ناتوانی در برقراری روابط اجتماعی ، پیوند زناشوئی مناسب ، سلامت روانی در معرض خطر و... از جمله این مشکلات هستند.

 

 منبع: رشد


 
شماره گذاری چندگانه صفحات فایل ورد
ساعت ٧:٠۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩۱ : توسط : محمود اعتضادی جمع

جهت شماره گذاری چندگانه صفحات فایل ورد

روی پیوند زیر کلیک کنید: 

وب نوشته‌های یک کتابدار

 

 


 
چقدر خواب نیاز داریم؟
ساعت ٦:٠۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩۱ : توسط : محمود اعتضادی جمع

ما به طور متوسط ۲۴ سال از عمرمان را در خواب هستیم! با این حال هنوز هم سوالات بی جوابی راجع به خواب و مقدار مورد نیاز آن در ذهن همه ما وجود دارد. در این مقاله قصد داریم یک بار و برای همیشه به این سوالات پاسخ دهیم. پس در ادامه با ما باشید.

ما بیش از حد راجع به خواب صحبت می کنیم و مدام دانسته های عمومی مان را به یکدیگر توضیح می دهیم: اینکه چقدر بخوابیم، اینکه چه اثری روی ما دارد، اینکه در خواب چه اتفاقی در مغز رخ می دهد. اما لطفا کمی عمیق تر بنگرید، بسیاری از اینها بر پایه شنیده های ما از سایرین هستند. حالا بیایید کمی علمی تر به قضیه نگاه کنیم.

افسانه «۸ ساعت خواب برای همه» را فراموش کنید

همه برای سوال «چقدر خواب نیاز داریم؟» جوابی دارند. یکی از معمول ترین جواب ها «من تست کرده ام و واقعا به ۸-۹ ساعت خواب نیاز دارم» است.

اما شاید واقعا این جواب درست نباشد.

Daniel Kripkeیکی از محققان پر آوازه در زمینه خواب می گوید، هیچ شواهدی مبنی بر درستی قانون «۸ ساعت خواب» نداریم. او در جدیدترین تحقیقش یافت، «آنهایی که بین ۶.۵ تا ۷.۵ ساعت در طول شب می خوابند، عمری طولانی تر، شادتر و با عملکرد کاری بهتر دارند.»

جالب اینجا است که او به این نتیجه رسید، خواب بیشتر از این مقدار برای سلامتی مضر است.

وی که همیشه ۸ ساعت در طول شب می خوابیده، با دیدن این نتایج، دیدگاهش به کلی عوض شده و شروع به امتحان مدت خواب کمتر، کرده است تا ببیند آیا مثلا با ۷.۵ ساعت عملکرد او بهتر است یا بدتر.

از طرف دیگر، از دیدگاه علمی مناسب بودن «۸ ساعت خواب برای همه» کمی عجیب به نظر می رسد. Jim Horneیکی از محققان پر آوازه اروپایی در زمینه خواب، در کتابش مثال خوبی زده است:

«مثل این است که بگوییم، همه باید کفش سایز ۸ بپوشند

پس افسانه «۸ ساعت خواب برای همه» را فراموش کنید. هر یک از ما به میزان متفاوتی خواب نیاز داریم. باید با امتحان مدت های مختلف، مقدار دقیق خواب موردنیازتان را پیدا کنید. این مقدار بر مبنای یافته های Kripke باید چیزی بین ۶.۵ تا ۷.۵ ساعت باشد.

پس شروع به امتحان مدت های مختلف (در بازه ۶.۵ تا ۷.۵ ساعت) خواب بکنید. هر چند وقت یکبار میزان خواب را کمی بالا یا پایین ببرید و به عملکرد خودتان در آن روزها توجه کنید.

دام کم خوابیدن: زمانی که ما به اندازه کافی نمی خوابیم، در مغزمان چه می گذرد؟

کم خوابیدن، یکی از جذاب ترین ایده ها راجع به خواب است. آیا تا به حال کسی را دیده اید که فقط ۴ ساعت در شبانه روز می خوابد و روزها کاملا هوشیار و سرزنده است و مانند شمایی که ۷.۵ ساعت می خوابید کار می کند؟

خب، جواب این است: کسانی که بسیار کم می خوابند، واقعا به هوشیاری و بیداری شما هستند. این قضیه در تحقیق جدیدیثابت شده: افراد بسیار کم خواب می توانند مانند انسان های با خواب عادی، کار کنند. نتیجه جالبی است، نه؟

حالا این را هم بشنوید:

در این افراد مشکل از جای دیگری بروز می کند، از میزان تمرکز. به طور کلی، زمانی که کاری را شروع می کنید، چه قبلا خوب خوابیده باشید یا نه، با گذشت زمان تمرکز شما کاهش می یابد (از کار روی آن خسته می شوید). و حالا است که تفاوت بین میزان خواب مشخص می شود. در آنهایی که خواب طبیعی دارند، پس از مدتی مغز با روشن کردن موتور کمکی و منابع ذخیره، سعی در جبران تمرکز کاهش یافته و برگرداندن آن به حالت اولیه می کند، اما در کم خواب ها، این تمرکز به طور مداوم کاهش می یابد و مغز هیچ انرژی ذخیره ای ندارد تا در این زمان از آن استفاده کند. در عکس زیر برش های مختلفی از نواحی پایین تا بالای مغز را می بینید. در نقاط زرد میزان فعالیت مغزی در عادی خواب ها بیشتر از کم خواب ها است. در نقاط قرمز میزان فعالیت در کم خواب ها بیشتر است. مشخصا نقاط زرد بسیار بیشتر هستند. از طرف دیگر ناحیه پیشانی مغز (قسمت بالایی در برش ها) که نقاط زرد زیادی در آن می بینید، نقش اصلی در تفکر را بازی می کند.

این عکس ها نشان می دهند که گرچه مغز افراد کم خواب گاهی نرمال کار می کند، اما زمان هایی هم وجود دارد که بعلت کمبود انرژی، نتواند مانند انسان های عادی کار کند. این عکس توسط Clifford Saperدر دانشگاه هاروارد گرفته شده است.

بنابراین، گول این حرف ها را نخورید و عمیق تر فکر کنید. شخصی که با افتخار می گوید، روزی فقط ۴ ساعت می خوابد و باز هم به خوبی می تواند کار کند، گرچه درست می گوید و می تواند کار کند، اما هرگز نمی تواند کاری که نیاز به تمرکز بالا دارد را به اتمام برساند. مشکل اینجا است که این افراد به دلیل اینکه مغزشان توانایی بررسی های پیچیده را ندارد، خودشان هم متوجه نمی شوند که کارایی آنها نسبت به حالت عادی کاهش یافته است.

عدم اطلاع افراد کم خواب از وضعیت بد خود، باعث می شود آنها پافشاری بیشتری روی کمتر خوابیدن بکنند و کاری که در نهایت ممکن است موجب آسیب های مغزی شود.

در راه بخوابید تا به مقصد برسید

گفتیم که کم خوابیدن کمکی به افزایش سرعت پیشرفت تان نمی کند، اما راه هایی برای بهینه کردن خواب وجود دارد تا خواب موثرتری داشته باشید، تا در زمان کمتری بتوانید انرژی بیشتری برای مغز خود فراهم آورید. در زیر سه توصیه آمده است تا خواب بهتر و به دنبال آن کارایی بیشتری در شغل خود داشته باشید.

روزها چرتی بزنید

نویسنده ذکر می کند که دو سال است، روزها ۲۰ دقیقه چرت می زند. این کار توسط Michael Hyatt یکی از بهترین نویسنده های نیویورک تایمز نیز توصیه شده است.

به گفته آقای هیات، یکی از فواید اصلی چرت زدن، برگشت هوشیاری مغز در ازای چند دقیقه خواب سبک است.

نویسنده ذکر می کند، کارایی او معمولا در ساعت ۳ بعد از ظهر افت می کند. به همین دلیل چرت روزانه اش را دقیقا در این زمان گذاشته و این راهی عالی برای باز گرداندن کارایی به ۱۰۰ درصد است.

آقای هیات در ویدیویی آموزشی خود ذکر می کند، یکی از فواید کلیدی چرت روزانه، احساس خستگی کمتر است. اگرچه این مسئله کاملا واضح است، اما تاثیر بسیار زیادی در خوشحالی و شادمانی شما در طول روز دارد. در اینجامی توانید ویدیو را پیدا کنید.

(آیا اینفوگرافی: راهنمای کامل یک چرت عصرگاهیرا در نارنجی خوانده اید؟)

ایجاد عادت «چرت روزانه» بسیار مشکل است. در زیر سه راه برای کمک به شکل دادن به این عادت آمده است:

- یکی از نکات کلیدی گفتن این نکته به اطرافیان است. با این کار بیشتر تشویق می شوید تا این عادت را حفظ کنید.

- مدت زمان چرت بسیار اهمیت دارد. در حقیقت، جمله معروف «چرت برای من جواب نمی دهد» ناشی از این است که مردم چرت های خیلی طولانی می زنند. توصیه می شود بیش از ۳۰ دقیقه چرت نزنید و به نظر می رسد مناسب ترین زمان ۲۰ دقیقه باشد.

- و مشکلترین کار، تبدیل چرت روزانه به یک عادت همیشگی است. سعی خودتان را بکنید تا هر روز و همیشه در یک زمان خاص از روز(۳ بعد از ظهر یکی از معمول ترین گزینه ها است) چرت بزنید.

(در اینجامی توانید راه های بیشتری برای ایجاد یک عادت پیدا کنید.)

تشریفات خاصی برای خوابیدن داشته باشید

چگونه می توان خوابیدن در شب را به سادگی مسواک زدن کرد؟ ساده است: باید مراسم خاصی برای خوابیدن داشته باشید تا با انجام آنها شب خوبی برای خوابیدن فراهم کنید. مراسم با عادت متفاوت است. عادت کاری است که ما خودمان را مجبور می کنیم تا به طور مرتب انجام دهیم، اما مراسم چیزی است که ما برای رسیدن زمان آن لحظه شماری می کنیم و مراحل آن را با لذت انجام می دهیم. Joel Gascoigne نمونه یک مراسم خوب خوابیدن را در مقاله اشتوضیح داده است.

هنگام ایجاد یک مراسم خواب، نکته کلیدی این است که با انجام مرحله آخر، به طور کامل از کارها و وظایف روزانه جدا شوید. در اینجا چند راه جدا کننده خوب آمده است:

- یک پیاده روی ۲۰ دقیقه ای در یک مسیر خاص و همیشگی. این کار به خوبی ذهن شما را برای خواب آزاد می کند. برای پیدا کردن یک راهنمای پیاده روی شبانه به اینجامراجعه کنید.

- راه دیگر برای آزاد کردن ذهن، خواندن داستان های تخیلی است. خواندن داستان های غیر واقعی راهی عالی برای فراموش کردن مشکلات دنیای واقعی است و ذهن شما را از قید و بندهای روزانه آزاد و برای خواب آماده می کند.

راه آخر که بسیار موفق عمل می کند، وصل کردن زمان بیدار شدن به کاری مهمی و وابسته به زمان است. اگر روزها ساعت را برای ۷:۳۰ تنظیم می کنید، اما همیشه دکمه Snooze را می زنید، به دنبال راه دیگری برای بیدار شدن باشید. مثلا ساعت را برای ۷:۴۰ تنظیم کنید که قرار است کاری مهم و وابسته به زمان را انجام دهید. کاری که نمی توانید انجامش را به تاخیر بیندازید. این کار می توانید درست کردن صبحانه باشد، یا رفتن به محل کار. به عنوان قانون «هرگز از دکمه Snooze استفاده نکنید.»
در صورتی که عادت کنید همیشه در ساعت معینی بیدار شوید، خود به خود عادت خواهید کرد که در زمان معینی به خواب روید.

هنگام خواب باید از هر نظر آزاد باشید

نکته کلیدی کتاب The Power of Full Engagementکه توسط Jim Loehr و Tony Schwarz نوشته شده است، این است که برای رسیدن به بالاترین کیفیت خواب، باید وجودتان را از هر دو نظر فیزیکی و ذهنی خالی کنید.

یک درگیری ذهنی یا فیزیکی می تواند اثر مضر فراوانی روی کیفیت خواب و رفتن به خواب عمیق داشته باشد.

حقیقت آخر: زن ها بیش از مردها به خواب نیاز دارند

در اینجا به قسمت جالب ماجرا می رسیم: به طور متوسط زن ها کمی بیش از مردها به خواب نیاز دارند. این مقدار برای هر شخصی متفاوت است، اما به طور متوسط عدد ۲۰ دقیقه ذکر شده است. دلیل آن چیست؟ به گفته کتاب Sleepfaring، سیم کشی مغز خانم ها با آقایان متفاوت و البته پیچیده تر است. (زن ها مغز پیچیده تری دارند) و به همین علت آنها زمان بیشتری برای استراحت نیاز دارند.

خواب خوبی داشته باشید.

منبع: نارنجی


 
ویندوز 7 یا XP
ساعت ٥:٥٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩۱ : توسط : محمود اعتضادی جمع

کاربران ویندوز به نسخه اکس پی علاقه ویژه ای دارند و هنوز بسیاری از این سیستم عامل استفاده می کنند. شاید باورتان نشود اما تا همین چند روز پیش تعداد کاربران ویندوز ایکس پی از تعداد کاربران ویندوز 7 بیشتر بود. اما سرانجام ویندوز 7 توانست رکورد کاربران بیشتر را با اختلافی بسیار جزیی بشکند.

در نمودار دایره ای بالا تعداد کاربران هر کدام از سیستم عامل ها را در جهان می بینید. ویندوز همچنان با قدرت بیش از ۹۱ درصد بازار را در اختیار دارد و سیستم عامل مک ۷ درصد را شامل می شود.

با ورود ویندوز 8 تحلیلگران معتقداند ویندوز 7 به زودی نقشی را به عهده می گیرد که طی چند سال گذشته ویندوز اکس پی به عهده داشت.

به یاد دارید وقتی ویندوز ویستا از راه رسید بیشتر کاربران روی ویندوز اکس پی باقی ماندند و حتی با رسیدن ویندوز 7 هم بسیاری ترجیح دادند همانجا بمانند.

فعلا خود شرکت مایکروسافت هم از استفاده از ویندوز ایکس پی توسط کاربران راضی نیست و تمام تلاش اش را می کند تا کاربران این سیستم عامل را حداقل به سوی ویندوز 7 ببرد.

شما فکر می کنید در ماه های آینده چقدر از کاربران، سراغ ویندوز 8 می روند و چه درصدی ترجیح می دهند روی ویندوز 7 باقی بمانند؟


 
ترتیب رنگ لوگوهای مشهور دنیا را حدس بزنید
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۱ : توسط : محمود اعتضادی جمع

آیا فکر می کنید بتوانید ترتیب رنگ ها را در لوگوهای مشهور دنیا به خاطر بیاورید؟
شما هر روزه این لوگو را می بینید.

 

 اما به راستی مگر اطلاعات در مغز چگونه ذخیره می شوند که حدس زدن رنگ های آن، این قدر مشکل است؟
در زیر لوگوهای بیشتری برای حدس زدن آمده است

المپیک: هنوز مدت زمان زیادی از پایان المپیک ۲۰۱۲ لندن و خاطرات خوش آن نمی گذرد.

 

ویندوز ۷: بالاخره در ویندوز ۸، مایکروسافت لوگوی ویندوز را واقعا شبیه یک پنجره طراحی کرد. اما در ویندوزهای قبلی بیشتر شبیه یک پرچم با رنگ های متنوع بود. مطمئن هستم لوگوی ویندوز ۷ را فراموش نکرده اید، اما رنگ های آن را چطور؟

منبع: نارنجی


 
شصت و یکمین زاد روز بزرگ مرد موسیقی ایران: حسین علیزاده
ساعت ٦:٤۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۱ : توسط : محمود اعتضادی جمع

رازی نو از نغمه‌ی کهن   (کوشا وحدتی: وبلاگ‌نویس موسیقی)

نوشتن برایش سخت است، حتی اگر هر روزت را با آثارش گذرانده باشی و هر شب را با جادوی ساز او سَحر کرده باشی. وقتی می‌خواهی از عظمتش بگویی بیش از هر چیز به حقارت خودت پی می‌بری؛ زیرا تو می‌خواهی از خالق آثاری سخن بگویی که خود می‌دانی حتی توان درک کامل مخلوقاتش را نداری. آری از استاد حسین علیزاده سخن می‌گویم... کیمیای کشف‌نشده‌ی موسیقی ایران.

اگر به نسل معاصر موسیقی ایران نگاهی بیندازیم، سه شخصیت را در حیطه‌ی آهنگ‌سازی پیشروتر از دیگران می‌بینیم: حسین علیزاده و هم‌قطارانش، لطفی و مشکاتیان. این سه نفر پرچم‌داران موسیقی معاصر ایران و خالق سه سبک متفاوت در آن هستند. هر سه‌ی این اساتید دارای آثاری شنیدنی و پرمغزند. اگر بخواهیم نگاهی اجمالی به آثار ایشان بیندازیم، در کارنامه‌ی استاد لطفی آثاری را می‌بینیم که بیشتر دارای درون‌مایه‌ی احساس، آن هم در مرتبه‌ای بسیار بالاست و این سبب می‌شود هر کسی به‌قدر وسع ِ درکش از آثار لطفی لذت ببرد. در کارنامه‌ی زنده‌یاد مشکاتیان آثاری را می‌بینیم که برخی از آن‌ها هم دارای درون مایه‌ی احساس و هم فکر و اندیشه‌اند، و همین ویژگی مشکاتیان است که سبب شده عام و خاص شیفته‌ی نوای جاودان او باشند. ولی در مورد حسین علیزاده داستان کمی متفاوت است. درون‌مایه‌ی اکثر آثار او چه در تک‌نوازی و چه در کارهای ارکسترال ایرانی و غربی، سرشار از تفکر و اندیشه‌های نو در سطوح مختلف است. همین امر موجب شده که درک علیزاده برای همگان ممکن نباشد و سبب شده او را به‌عنوان کسی که از زمان خود همواره فراتر بوده بپذیریم. همین است که او هنوز برای ما کشف‌نشده مانده و از وی به‌عنوان «کیمیای کشف‌نشده» و «نیمای موسیقی ایران» نام می‌بریم.

چنان‌چه به آثار فاخری که طی این سال‌ها در موسیقی ایران و یا حتی غرب تولید می‌شود نگاهی بیندازیم، سیری را می‌بینیم که در آن سلیقه‌ی آهنگ‌سازان و حتی مخاطبان از سمت موسیقی احساسی به‌سوی موسیقی تفکرانگیز وگاهی تکنیکی می‌رود؛ زیرا عرصه‌ی تجلی تکنیک را بیشتر می‌توان در موسیقی تفکرانگیز دید تا موسیقی احساسی؛ و این نیز غیر قابل انکار است که زمانه‌ی امروز در هر حیطه‌ای به‌شدت وابسته به تکنیک و سرعت شده است و هم از این روست که بیشتر آهنگ‌سازان و نوازندگان نسل حاضر پیرو سبک استاد علیزاده هستند.

بدون شک می‌توان ریشه‌ی درخشش حسین علیزاده در عرصه‌ی موسیقی فیلم را همین اندیشه‌هایی دانست که شاکله‌ی موسیقی او را تشکیل می‌دهند، می‌توانند با تفکرات کارگردان همراه شوند و به مراتب برآن‌ها بیفزایند. به اعتقاد نگارنده اثری مثل «زیر تیغ» بهترین موسیقی تاریخ سریال‌های تلویزیونی ایران بوده است. یا در زمینه‌ی فیلم‌های سینمایی، علیزاده رکورددار دریافت جایزه‌ی بهترین موسیقی فیلم از جشنواره‌ی فیلم فجر بوده است. (برای چهار فیلم گبه، زشت و زیبا، آواز گنجشک‌ها و ملکه)

بشنوید القای حس ترس و غم را در قطعه‌ای از موسیقی «زیر تیغ» ساخته‌ی حسین علیزاده

بشنوید لالایی به یاد ماندنی فیلم «لاک پشت‌ها هم پرواز می‌کنند» ساخته‌ی حسین علیزاده

همه می‌دانیم که موسیقی ما را مرزهایی در برگرفته که شاید همین چهارچوب‌ها امروز بزرگ‌ترین معضل موسیقی ایران محسوب می‌شوند. از دیرباز تا کنون خیلی‌ها با شعار نوآوری و خلاقیت، در حرف نشان داده‌اند که قصد عبور از این مرزبندی‌ها را دارند. تعدادی از این افراد توانسته‌اند به حرف‌هایشان جامه‌ی عمل بپوشانند و عده‌ای نیز با شعار عبور از مرزها، سر از پرتگاه‌ها در آورده‌اند. شاید بزرگ‌ترین هنر و تفاوت اصلی علیزاده در اینجاست که به‌جای عبور از این مرزها، آن‌ها را در هم شکست و در جاهایی، وسعت این مرزبندی‌ها را گسترش داد. این امر، راه را برای نسل ِ پس از وی آسان می‌کند و دریچه‌ها و افق‌های تازه‌ای بر آنها می‌گشاید و جسارت ویژه‌ای به جوانان می‌بخشد.

به‌طور مثال فعالیت‌هایی چون:

۱. ابداع ساز
۲. ارائه‌ی موسیقی تلفیقی (از نوع اصولی‌اش یا به‌عبارتی موسیقی تلفیقی مضمونی-محتوایی)
۳. ارائه‌ی اثر با همراهی چند خواننده
۴. ابداع مقام در موسیقی ایران
۵. گسترش ریتم‌های لنگ و پیچیده، و افزایش تنوع ریتمیک در موسیقی ایران
۶. گسترش سبک آواز بر روی ملودی ریتمیک
۷. گسترش شیوه‌ی درست آموزش موسیقی با انتشار کتاب‌ها و سی‌دی‌های آموزشی و ...
۸. گسترش موسیقی ایرانی با محوریت نوازنده و آهنگ‌ساز و نه خواننده
۹. ارتقاء شیوه‌ی آهنگ‌سازی بر روی شعر نو با انتشار آلبومی مثل «زمستان» و یا تصنیف‌هایی همچون «فریاد»
۱۰. معرفی نسبی موسیقی ایرانی به جهانیان با نامزد شدن در جشنواره‌ی معتبری چون گِرَمی بدون داشتن هیچ‌گونه پشتیبانی یا حمایت از طرف نهادها و سازمان‌های دولتی

وجود هر یک از این شاخصه‌ها در فعالیت یک آهنگ‌ساز می‌توانست از او چهره‌ای ماندگار در موسیقی ایران بسازد، و حال جمع آمدن همه‌ی این‌ها در یک نفر، شخصیت برجسته‌ای را در موسیقی ایران برساخته که شاید هرگز تکرار نشود.


امروزه بسیاری از جوانان موسیقی ایران، شعار به حجم رساندن موسیقی سر می‌دهند؛ ولی شاید بزرگ‌ترین نقص آثارشان این باشد که ملودی اصلی در آن‌ها گم می‌شود یا به عبارتی موسیقی ایرانی را به سمت نوعی «ملودی گریزی» سوق می‌دهند.

موسیقی نسل پیشین را که گوش می‌کنیم، جز چند مورد استثنا که آن‌ها هم با سازبندی غیر ایرانی پدید آمده، با روندی کاملاً مونوفونیک مواجه هستیم، به‌طوری که می‌توان سیر ملودیک آن را به یک خط تشبیه کرد. هنر علیزاده و مشکاتیان اینجا بود که این خط را به سطح تبدیل کردند. به‌عبارت دیگر شیوه‌ی گروه‌نوازی که توسط آن‌ها ارائه شد نه کاملاً مونوفونیک بود و نه کاملاً پلی‌فونیک، بلکه به‌صورت یک سؤال و جواب بود که معمولاً بین سازهای مضرابی و سازهای کششی شکل می‌گرفت. این شیوه هنوز هم مرسوم‌ترین نوع گروه‌نوازی در موسیقی ایران است. علیزاده تلاش‌هایی را نیز برای به حجم رساندن این موسیقی و پلی‌فونیک کردن آن انجام داده که می‌توان سرآغاز این تلاش‌ها را آلبوم «راز نو» پنداشت. هنوز هم می‌توان ادامه‌ی آن اندیشه را در آلبومی مثل «سرود گل» دنبال کرد. این تلاش‌ها با وجود نتایج مثبتی که داشتند ولی آن‌طور که باید فراگیر نشدند. شاید یکی از دلایلش این بود که وجه چندصدایی در این آثار بیشتر معطوف به قسمت آوازی اثر بود نه بخش ملودیک آن. امروزه بسیاری از جوانان موسیقی ایران، شعار به حجم رساندن موسیقی سر می‌دهند؛ ولی شاید بزرگ‌ترین نقص آثارشان این باشد که ملودی اصلی در آن‌ها گم می‌شود یا به عبارتی موسیقی ایرانی را به سمت نوعی «ملودی گریزی» سوق می‌دهند. باید منتظر بود و دید که بالأخره چه کسی می‌تواند نام خود را زیر سایه‌ی بزرگانی چون علیزاده و مشکاتیان، به‌عنوان کسی که تلاش‌های آن‌ها را تکمیل کرد، ثبت کند.

 

نگاهی به برخی از آثار در کارنامه‌ی حسین علیزاده:

شاید مهم‌ترین نقطه‌ی قوت علیزاده نسبت به هم دوره‌ای‌های او، این بوده که نوسان کمتری در کار او دیده‌ایم. در نگاهی اجمالی به کارنامه‌ی او چند اثر به مراتب درخشان‌تر از دیگر آثار است که اجمالاً در زیر به آن‌ها اشاره می‌کنم:

دسته‌ی نخست: حصار - سواران دشت امید - شورانگیز - راز و نیاز - صبحگاهی

در این دسته با آثاری مواجهیم که تعدادی از آن‌ها قبل از انقلاب و تعدادی بعد از انقلاب منتشر شده‌اند. این آثار سبک حسین علیزاده را به ایران معرفی کرد. آلبوم‌ها و کنسرت‌های آن‌ها و به‌ویژه «شورانگیز» موجب معرفی علیزاده و خیلی دیگر از هنرمندان و اساتید فعلی کشورمان به مردم شد و رضایت عام و خاص را به ارمغان آورد. شاید اصلی‌ترین مشخصه‌ی این آثار تنظیم‌های نو و بسیار زیبا و پیچیده‌ی آن‌ها و بهره‌گیری از ریتم‌های جدید و ترکیبی بود. این آثار با استقبال بسیار خوب مردم همراه شد؛ به‌طوری که به گفته‌ی حاضران، مردم برای تهیه‌ی بلیت کنسرت شورانگیز باید دو شبانه‌روز در صف می‌ماندند، و عجیب است استقبال آن روز مردم از موسیقی اصیل در قیاس با وضعیت امروز...

بدون تردید این آثار توانستند درک موسیقایی مردم ایران را یک پله فراتر ببرند. اگر امروز شاهد این هستیم که پذیرش ریتم‌های ترکیبی برای جامعه بسیار عادی شده و مردم حتی با چنین ریتم‌هایی پا می‌زنند، این را مدیون تلاش‌های علیزاده و همراهانش در این دوره از موسیقی معاصر ایران هستیم.

بشنوید: چهارمضراب بیات ترک از آلبوم «شورانگیز» ساخته‌ی حسین علیزاده

بشنوید: قطعه‌ی «سلام صبحگاهی» از آلبوم «صبحگاهی» ساخته‌ی استاد حسن کسایی، با تنظیم حسین علیزاده

دوم: نی نوا، اوج شکوفایی علیزاده درآهنگ‌سازی.

این اثر به تنهایی نمایان‌گر عظمت وجودی حسین علیزاده است. یکی از موفق‌ترین آثار ارکسترال در موسیقی ایران که پس از این همه سال هنوز هم توانایی این را دارد که یک شب تا صبح انسان را از زمین بلند کرده و در آن‌سوی آسمان به پرواز درآورَد. درباره‌ی علت ساخت این اثر هنوز هم روایت‌های مختلفی هست. یکی از معروف‌ترین ِ این روایات، ریشه‌ی مذهبی دارد. درست و غلط بودنِ آن را نمی‌دانم؛ اما به هر حال معرفی چنین اثری به‌عنوان الگوی موسیقی مذهبی امری مثبت است. آنچه مهم است، امروز شاهد اثری هستیم که شاید موسیقی ایران هیچ‌گاه مشابه آن را در خود نبیند. نی‌نوا اثری بی‌کلام است که شاید از همه‌ی آثار باکلام موسیقی ایران بیشتر حرف برای گفتن دارد. اگر چه متأسفانه امروز این اثر فقط در ایام عاشورا و به‌جای موسیقی اخبار ورزشی و آن هم لابه‌لای مداحی‌های عجیب و غریب دوستان از صدا و سیمای ایران پخش می‌شود؛ ولی هرگز این بی‌لطفی‌ها از لطف این اثر جاودان کم نکرده است.

بشنوید: درآمدِ آلبوم «نی‌نوا»

دسته‌ی سوم: آثار تک‌نوازی و دونوازی

افزون بر زیبایی‌های خاص این آثار که شاید به‌جز در چند مورد، کمتر در تک‌نوازی دیگران بتوان عظمت و احساسی مشابه آن‌ها را یافت، این آثار امروز الگوی بسیاری از جوانان در حیطه‌ی نوازندگی سازهای تار و سه‌تار هستند. بی شک تأثیری که این آثار بر آینده‌ی نوازندگی در ایران خواهند گذاشت به زودی مشهودتر از آنچه که امروز هست، خواهد شد. قطعه‌ی «ترکمن» را در میان آثار این دسته می‌توان به‌عنوان یکی از زیباترین نمونه‌های سه‌تارنوازی در سالیان اخیر دانست.

بشنوید: بداهه‌نوازی «آفتاب» در کرد بیات از آلبوم «سلانه»

بشنوید: تک‌نوازی تار در مقام ابداعی «داد و بیداد» از آلبوم «زمستان»

دسته‌ی چهارم: بی تو به‌سر نمی‌شود - زمستان - فریاد - ساز خاموش - سرود مهر

این آثار که بعد از تشکیل گروه اساتید منتشر شد، یکی از بهترین دوره‌های موسیقی ایران را رقم زد. دو آلبوم «فریاد» و «بی تو به‌سر نمی‌شود» در بین این آثار نامزد دریافت جایزه‌ی گِرَمی در بخش بهترین اثر موسیقی جهان شدند و در «زمستان» با به‌کارگیری مقام ابداعی «داد و بیداد» و آهنگ‌سازی کل اثر برپایه‌ی شعر نو، دریچه‌ای تازه به‌روی موسیقی ایرانی گشوده شد. این سه اثر شهرت کلهر، علیزاده و شجریان‌ها را دوباره به اوج رساند و بعد از مدتی که موسیقی ایرانی به سمت انزوا می‌رفت همچون انقلابی دوباره، موسیقی اصیل را به گوش مردم رساند.

بشنوید: تصنیف «بی تو به‌سر نمی‌شود» را با آواز محمدرضا و همایون شجریان

دسته‌ی پنجم: از «راز نو» تا «سرود گل»

این دسته آثار با «راز نو» آغاز شد و هنوز هم ادامه دارد. می‌شد از اسمش هم فهمید که علیزاده آمده تا تحولی را در موسیقی ایران به پا کند. این آثار اکثراً شامل نوآوری‌های علیزاده در استفاده از سازهای ابداعی و یا سازهای فراموش شده، همکاری با خوانندگان و نوازندگان ناشناس و غالباً جوان، تأکید بر وجه چندصدایی در موسیقی ایران و استفاده از چند خواننده در اکثر آثار بوده است. این سبک که مخصوص شخص حسین علیزاده است با استقبال خوبی از جانب اهالی خاص موسیقی همراه بوده است. البته در میان این آثار همانند همه‌ی آثار هنری جهان، نقاط ضعف و قوت و آلبوم‌های موفق و ناموفق هم وجود داشته است.

بشنوید تصنیفی از آلبوم «سرود گل» بر غزل حافظ: راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد...

یک اثر خاص: در بین آثار علیزاده، یک اثر وجود دارد که کمی با بقیه متفاوت است. آلبوم «به تماشای آب‌های سپید» یکی از زیباترین و اصولی‌ترین نمونه‌های تلفیق در موسیقی ایران در طول سالیان اخیر است. این اثر که حاصل همکاری حسین علیزاده و ژیوان گاسپاریان نوازنده‌ی مطرح ارمنی‌ست، علیزاده را برای سومین بار نامزد دریافت جایزه‌ی گِرَمی کرد. «به تماشای آب‌های سپید» گفت‌وگویی‌ست بین موسیقی سه منطقه‌ی ایران، ارمنستان و آذربایجان که با روندی دلنشین و گوش‌نواز به بیان شباهت‌های موسیقی این سه سرزمین می‌پردازد.

بشنوید قطعه‌ی مشهور «ساری گلین» از آلبوم «به تماشای آب‌های سپید»

 

یکی ازمهم‌ترین ویژگی‌های حسین علیزاده منش مردمی و رفتار فروتنانه‌ی اوست. در همین روزهای اخیر شاهد حضور حسین علیزاده در شهرهای بزرگ و کوچک ایران و هم‌صحبت شدن او با مردمان هر دیار به زبان موسیقایی خودشان بودیم. از حسین علیزاده می‌توان به‌عنوان پدری برای موسیقی ایران یاد کرد که همواره بدون جهت‌گیری‌های نامعقول و خصمانه هوای موسیقی و هنرمان را داشته است. این استاد عزیز بدون این که هیچ‌گاه از فعالیت هنری دست بکشد، همواره در ردیف اول موسیقی ایران، پرتلاش و فعال حضور داشته و به تازگی نیز گروه «دوستی» را برپا کرده که شاید بزرگ‌ترین آرزوی هنردوستان در طول بیست سال اخیر بوده است. باید منتظر بود و دید که آیا روزی شاهد حضور اساتیدی مثل شجریان و لطفی در این گروه و بازآفرینی روزهای اوج موسیقی اصیل خواهیم بود یا خیر... جمع شدن همه‌ی این ویژگی‌ها در یک نفر از او هنرمند و استادی ساخته که امثال من به این ببالند که در عصری زندگی می‌کنند که حسین علیزاده در آن می‌زید.

این نوشته بیان‌گر درک و احساسات شخصی نگارنده نسبت به این استاد بزرگوار است و اگر ایراد و اشکال فنی-موسیقایی در آن مشاهده شد، پوزش مرا پیشاپیش بپذیرید.


منبع:

وبلاگ دوست‌داران همایون شجریان


 
رابطه قرائت قرآن و دستگاه‌های موسیقی
ساعت ٦:٥٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱ شهریور ۱۳٩۱ : توسط : محمود اعتضادی جمع
 


نشست تخصصی "بررسی الحان قر‌آنی در فرهنگستان هنر" چهار شنبه 18 مرداد ماه، برگزار شد.

در این نشست "دکتر ایرج نعیمایی"، رییس سابق انجمن موسیقی ایران و عضو وابسته فرهنگستان هنر، با اشاره به ضرورت پرداختن به بحث الحان قرانی اظهار داشت:"در گذشته بعضی از متشرعین نگاه همراه با حرمتی به موسیقی داشتند و در عرف عام این تلقی وجود داشت که متشرعین با موسیقی مشکل دارند و باعث این تصور در میان مردم شد که موسیقی در ذات خود حرمت داشته و اسلام با موسیقی مشکل دارد."

وی با بیان که این که اصل ماهیت موسیقی قرآنی با موسیقی مقامی تفاوتی ندارد اظهار داشت:" تفاوت در صورت کار و ساختار عربی است ولی از نظر ماهیتی، ماهیت هر دو یکی ست، هر دو بر یک فاصله استوار ند و نمی توان قرائتی خارج از این فواصل یافت و این اشتراک بین همه انواع موسیقی از قرآن و الحان مذهبی تا بزم و رزم وجود دارد."


بنابراین گزارش، در قسمت دوم این نشست استاد "مهدی رضوان پور" ،خواننده و مدرس موسیقی، به بررسی" استفاده از الحان ایرانی" در قرائت و آواز های مذهبی پرداخت.

وی با بیان این که تعدادی از مقام های موسیقی ایرانی در تلاوت قرآن مورد استفاده قرار می گیرند اظهار داشت:" این مقام ها عبارتند از: مقام بیات که منطبق بر دستگاه شور است،مقام رست منطبق بر آوار بیات ترک یا بیات زند،مقام صبا منطبق بر شور عرب، مقام سیکاه با دستگاه سه گاه ما تطبیق دارد، مقام حجاز منطبق بر دستگاه همایون به ویژه در فواصل گوشه شوشتری ست،مقام نهاوند منطبق با آواز بیات اصفهان و مقام عجم هم منطبق بر دستگاه ماهور است."

این پژوهشگر موسیقی با بیان این که در تلاوت های اصیل ایرانی که در مناطق مختلف ایران ضبط شده ست، بیشترین دستگاه های مورد استفاده، شور، سه گاه، چهار گاه،ماهور، همایون و نوا بوده ست، افزود:"در دستگاه راست و پنچ گاه تا به حال تلاوتی ضبط و ثبت نشده ست. در آواز نیز، ابوعطا، دشتی، افشاری و بیات ترک و بیات زند پرکاربرد بوده ست."

وی تلاوت های ضبط شده در نقاط مختلف ایران را به سه دسته تقسیم کرد و بیان داشت: "دسته اول شامل تلاوت هایی بود که کاملا فصیح بوده و تجوید عربی رعایت نمی شد و کلمات مانند صحبت کردن فارسی ادا می شد؛ دسته دوم تلاوت هایی بر اساس موسیقی بومی و محلی بود. مثلا در گیلان گیلکی و یا در لرستان فواصل ماهور منطبق بر موسیقی شان را به اجرا در می آوردند و سومین مورد تلاوت های تلفیقی ست که از دستگاه ها و گوشه های موسیقی ایرانی استفاده می شد ولی تقریبا تجوید عربی را هم رعایت می کنند."

سخنران سوم این مراسم "علی رضا نداف"، قاری بین المللی و کارشناس قرآنی بود. وی با ذکر این موضوع که تاریخ تمدن نشان داده هر کجا تمدن بزرگی بوده ست، حتما موسیقی خاص خود را داشته، اظهار داشت:" در خاور میانه، موسیقی در تمدن ایران و مصر حضور پر رنگی داشته و موسیقی عربی برگرفته از موسیقی ایرانی و مصری ست و مقام خوانی عربی که در سالهای اخیر رواج پیدا کرده تلفیقی از موسیقی ایرانی و مصری بوده ولی در تلاوت قران این مصر بود که ریشه های تلاوت های پیامبر جهانیان را بیشتر به نمایش گذاشت."

وی با بیان این که حساسیتی که در تشیع در زمینه نوازندگی و موسیقی بوده در قاریان مصری وجود نداشت اظهار داشت:" اولین نسل قاریان مصری مانند" شیخ علی محمود "هم نوازنده و هم قاری قران بوده اند ،"شیخ عبدالفتاح شعشاعی" نوازده مسلط عود بوده ست و همین طور"شیخ محمد رفعت "و" مصطفی اسماعیل" مرکب خوانی را به اوج رساندند و از تمام گوشه هایی که در زبان عربی بوده ست استفاده کردند.

اساتیدی مثل" احمد ندا" و استاد" سید منشاوی" و استاد" علی محمود"، استاد "محمد اخوت" نخستین پیشگامان تلاوت مصری بوده و پس از انها استاد "طه الفشنی" و استاد "عبدالفتاح شعشاعی" و سپس "مصطفی اسماعیل" موسیقی در قران را به اوج می رسانند همچنین در قرائت هایشان،لحن بیانی بسیار پر رنگ بوده و با آهنگی خوانده می شد که بتوان معنا را تصور کرد."

در این مراسم، تعدادی از تلاوت های ضبط شده در نقاط مختلف ایران و تلاوت قاریان عرب در دستگاه های مختلف موسیقی برای حضار پخش شد و مورد بررسی قرار گرفت.