محمود اعتضادی

رایانه - موسیقی - روانشناسی
 
جایگاه تکنیک از نگاه بهداد بابائی
ساعت ٧:٤٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٢ : توسط : محمود اعتضادی جمع

بهداد بابایی نوازنده برجسته سه تار که سابقه همکاری با گروه عارف و خوانندگانی چون محمدرضا شجریان، شهرام ناظری ، ایرج بسطامی و ... را در کارنامه هنری خود دارد در یادداشتی که در اختیار سایت نای قرار داده به موضوع تکنیک سه تار و جایگاه تکنیک در موسیقی ایرانی پرداخته است.

بابایی دراین یادداشت چنین آورده است:

اساسا تکنیک به معنای توانایی نوازندگی است و به مثابه عروضی و صنایع معنوی و لفظی در زبان است و ابزاری برای سرودن نغمه است . میزان تکنیک و توانایی هر نوازنده باز می گردد به نگاه و زبان موسیقایی او، و سلیقه و شکل بافت جملات، و ملودی پردازیهای او، هر چه جملات و ملودیها به لحاظ شکل و محتوی از پیچیدگی اجرایی بیشتری برخوردار باشند به همان نسبت نیاز به توانایی های نوازندگی بیشتر و لزوم برخورداری از تکنیک بالاتر ، بیشتر رخ می نمایاند.

در گذشته که مدار اصلی نوازندگی ساز سه تار عموما بر مدار ردیف نوازی و اجرای تسلسوار گوشه ها آن هم با وفاداری کامل نسبت به حال و هوای نوازندگی قاجار و پسا قاجار بود، بهره جویی از مضرابهای پیچیده ، ریتمها و پایه های متنوع کمتر به چشم و گوش می رسید و در نوازندگی اساتید بزرگمان صبا، هرمزی و فروتن بهره جویی از پاساژها ، پرشها و پایه های پیچیده و سریع رونقی نداشت هر چند که این، هرگز نقص اساتید محسوب نمی شود بلکه زبان زمان اینگونه ایجاب می کرده .

اما در نوازندگی معاصر ساز سه تار همچون دیگر سازها، تکنیک جایگاه ویژه ای یافته است و پرداختن به آن متداول گشته و نوازندگان معاصر از آن بهره می جویند و جزئی از زبان زمان و بیان موسیقایی بسیاری از نوزاندگان سه تار نواز کشورمان گشته است.

رابطه ذهن و توانایی دستها، یک رابطه دو سویه است به این مفهوم که هر چه قدر ذهن در خلق موسیقی و ملودی پیچیده تر باشد نیاز به دستهای توانا برای اجرای آن ملودیها بیشتر احساس می شود و نیز هر چه قدر نوازنده از دستان تواناتری در نوازندگی برخوردار باشد افق های دروتر و وسیع تری در مقابل ذهن او متصور می شود.

در اینجا ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که تنها خلق مطالب پیچیده به معنای زیبایی و متعالی بودن مطالب نیست برای خلق زیبایی ، علاوه بر کوشش، نیاز به استعداد خلق زیبایی یا همان جوشش، ضروری است.

نوازندگی با آفرینش گری دو مقوله است برای رسیدن به نقطه و موقف‌ی متعالی نیاز به کوشش و هم جوشش است هیچ کس تنها با کوشش نمی تواند شاعر یا نغمه پرداز گردد . می شود با کوشش ادیب و در موسیقی ردیف دان شد اما برای شاعرانگی آن وجه جوشش، بسیار ضروری است . کوشش شرط لازم است نه شرط کافی .کوشش و جوشش با هم و توامان شرط لازم و کافی است.چنانچه همواره در گفته ها و نوشته هایم اشاره نموه ام بر آنم که اگر تکنیک را ابزار نوازندگی بدانیم و از آن در راستای بیان مفاهیم موسیقی و تصویرسازی موسیقایی بهره جوئیم امری است ارزشمند و متعالی که باید در راه بدست آوردن و کسب آن کوشش و سعی فراوان نمود اما اگر جایگاهش از این فراتر رفت و به هدف بدل گشت و با جامه خودنمایی و غرور ملبس گشت دیگر تنزل کیفی محسوب می شود و با رسالت هنر و اساس کار موسیقی که همانا خلق زیبایی است در تضاد است.

اگر قرار باشد نوازنده به جای آنکه احساس و عاطفه ای را بر بیانگیزد و یا شنونده اش را به تفکر بیافکند و یا دلی را تکان دهد فقط در مخاطبش ایجاد حیرت کند از آن کس که شمشیر قورت می دهد و یا با یک چرخ از روی سیم رد می شود به مراتب ناموفق تر است.

تکنیک ابزار انگیزش و انتقال یک فضای عاطفی است از نوازنده به شنونده، نه نمایش یک مهارت، و این گزاره کاذب که کار یا عاطفی است یا تکنیکی، نوعی جنگ روانی است. در واقع احساس و عاطفه جاری در مطالب موسیقایی یک نوازنده امری ذاتی و خدادادی است و ماجرای تکنیک امری اکتسابی و بدست آوردنی، اگر اساسا احساسی در کار نباشد چه با تکنیک و چه بدون آن کار نوزنده لنگ است و می تواند صاحب نظر شود ولی آفرینش گری کار ماندگار هرگز.