محمود اعتضادی

رایانه - موسیقی - روانشناسی
 
نفرت از خطا یا خطاکار
ساعت ٧:٠۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : محمود اعتضادی جمع

«ما بایستی از «خطا» نفرت‌ داشته ‌باشیم و نه از «خطاکار». وقتی این قاعده، در ذهن ما رسوخ کند، لااقل دو اثر مهم را خواهد داشت. اوّلاً وقتی از خطاکار نفرت ‌داشته ‌باشیم، به نوعی از «انسان» نفرت‌ پیدا ‌کرده‌ایم و این با «عشق به انسان» که لازمه‌ی اصلاح‌گری است، منافات ‌دارد. ثانیاً کسانی که نفرت خود را، معطوف به خطاکاران می‌کنند، خطاهای خود را نمی‌بینند و با خطاهای خود به دیده‌ی اغماض نگاه ‌می‌کنند. نفرت از دیگران (خطاکاران)، باعث‌ می‌شود عواطف انسان بر عقلانیّتِ او پیشی‌گیرد و او را کَر و کور می‌کند. اثر دیگر آن است، که وقتی از خطاکار نفرت‌ داریم،‌ معمولاً دچار تعجیل در حذف خطاکار می‌شویم و تعجیل همیشه کار را بدتر می‌کند. (مصطفی ملکیان، آنچه لازم داریم)

 

«گاندی در سخنرانی معروفی که بعد از پیروزی نهضت کرد این جمله را گفت که: من به‌جایی رسیده‌ام که از هر کار بدی چه ریز، چه درشت متنفرم، اما از هیچ کننده‌ی کار بدی متنفر نیستم. هر کننده‌ی کار بدی انسان است و من انسان را دوست می‌دارم. من از کنندگان کار بد متنفر نیستم از کار بد متنفرم...» (مصطفی ملکیان؛ ایمان، اخلاق، شریعت)